
چهارشنبه شب بود ساعت ۱۲ شب داشتم تمام تلاشم را میکردم که بتونم نظر خودم را به دیگران شیر کنم. فکر میکردم که وظیفمه باید امشب مثل روزهای دیگه بحث کنم و با روشهای شخصی به دیگران بقبولونم که به یه دکتر رای بدن به یه آدم پاک جوشیده از دل مردم مخالف سرسخت فقر و فساد و تبعیض و...

بالاخره تا صبح برای حاج محمود احمدی نژاد ( البته اون موقع حاجی نبود تو این ۴ سال شد!) تبلیغ کردیم مناظره ی نوبخت و مرعشیم دیدیم و حسابی داغ کرده بودیم با طرفدارای هاشمی تو هفت حوض کل مینداختیم ولی تعداد ما بیشتر بود همه بچه حزب اللهی سوسول بچه مثبت بچه ... همه و همه اومده بودن برای سفیر آزادی و عدالت تبلیغ کنن . همه واقعا فکرمیکردن که.......

الان ۴ سال از اون قضیه میگذره همه عوض شدن افکارشون اعتقاداتشون آرمانهاشون پارادایمشون به زندگی به سیاست و به خیلی چیزا . ما هم از این قاعده مستثنی نیستیم.
الان دیگه کم کم وبلاگو به فضای سیاسی نزدیکتر میکنیم ( البته اون موقع از این سوسول بازیا نبود) تا ببینیم این دوره از کی حمایت می کنیم . شایدم دیدید از خودمون حمایت کردیم چه اشکالی داره مگه ما دل نداریم!باید ببینیم اوضاع از چه قرار میشه . بالاخره ما باید یه موضعی بگیریم دیگه
خیلی ها منتظرن ببینین موضع دیدگاه دانشجویی چیه!! بالاخره یکی از مهمتریم وبلاگ های بلگفاست که روزی ۱۰ بار به روز میشه!..
دقیقا الان به ساعت این آقایی که کنار من نشسته(تیریپ آژانس شیشه ای) ۹۹ روز و ۲۱:۳۸:۴۵ تا
تا انتخابات رياست جمهوري دهم مانده است.
حالا مثلا چیکار کنم هه(تیریپ کابوسی)
با ما باشید با انتخابات ۸۸


