تبليغاتX
دیدگاه دانشجویی

بدون تو سنگم کنار تو ابرم

 بیا تا گریه کنم

 سر اومده صبرم

 . . .

"اگه یه روز مردم بیا و گریه کنان یه شاخه نیلوفر بزار روی قبرم"

با این شعر یا به قول بعضی ها شر از محسن چاوشی شروع کردم تا یه کم از کلیشه بیام بیرون . این شعر یه شاخه نیلوفر از آلبومشه که جدید اومده بیرون. البته ما در بین دوستامون یه سری میگن این چاووشی شره محضه(س.م.ص) یه سری میگن افکته(م.ا) یه سری هم میگن چاوشی هر چی بخونه عالیه(خودم).

دیگه ما هم تا حدودی غرق در روزمرگی شدیم . با این حال که ادعا میکنیم از روزمرگی خارجیم. با این حال که زندگی دانشجویی ضد روزمرگی است.زندگی دانشجویی هم عالمی داره و خیلی صفا میده . مخصوصا اگر بچه ی تهران باشی و بهت خوابگاه بدن که صد چندان .دیگه اعصاب از سیاست نوشتنو ندارمیه جورایی سیاست زده شدیم . دیگه چیکار کنیم جوونیه او هر روز به یه دنده بودن. امروز رو دنده ی زندگی دانشجوییم.

شب ولادت ارباب دلهای همه ی ایرانیان آقامون امام رضا (ع) بود که با برو بچ زود کلاسارو پیچوندیم و رفتیم محمود . اولش ۴ تا بودیم مجیدم نیومد کلاس داشت . ولی از این جا که میگن هر کار خدا حکمتی داره این جای خالی هم در ماشین حکمتی داشت. که در ادامه بهتون اشاره میکنم. خوب تا رسیدیم چیذر محمود داشت شروع میکرد. انصافا هم خوب خوند یه نمورم رپ خوند . حدود ۹ بود که تموم کرد . و اومدیم برگزدیم یکی تا از بچه های یونیرو دیدیم و تعارف کردم با ما بیاد. از قضا اون شب هم تولدش بود اسمشم که رضا بود و ما بچه ها شرایطو مناسب دیدیم و چترمونو باز کردیم و طرف اومد با یه آب انار ستارخان قضیرو هم بیاره که دید نه بابا طرفای مقابلش این کارن . دیگه بردیمش سئول و پیتزا   حدود ۲۵ تومن پیادش کردیم . 

اینجا بود که به حکمت خدا پی بردیم

در آخر هم از تمامی عوامل دخیل در این شب از جمله حراست دانشگاه- محمد باقر قالیباف(به خاطر وضعیت ترافیک تهران!) - محمود احمدی نژاد(به خاطر تورم حداقلی! البته به ما که فشار نیومد به اون داش رضا فشار اومد) - نیروی انتظامی( به خاطر حضور در صحنه!) - وزیر بهداشت( به خاطر قضاهای سالمی که خوردیم!) - رحیم مشایی( به خاطر توجه به امر گردشگری ! ) و آقای کردان(  صرفا به خاطر بالا بردن تعداد بازدید کننده ها از وبلاگ)

تشکر می شود.

+ نوشته شده توسط محمد در 87/08/23 و ساعت 4 بعد از ظهر |