خیمه شب بازی دهر
با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد
عشقها می میرند
رنگها رنگ دگر می گیرند
و فقط خاطره هاست
که چه شیرین و تلخ
دست ناخورده بجای می ماند
خیمه شب بازی دهر
با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد
عشقها می میرند
رنگها رنگ دگر می گیرند
و فقط خاطره هاست
که چه شیرین و تلخ
دست ناخورده بجای می ماند
میدونم سخته
ولی شیرینه!![]()
روش دیدن نظر سنجی پایین صفحه:![]()
ابتدا نیت می کنید![]()
سپس مغز فرمان را به وسیله اندام های عصبی به دستان شما میرساند( طی اسن مرحله خود آگاه نمی باشد)
دست خود را روی ماوس گذاشته و در کنار صفحه آورده و این چیزه ! مستطیلی شکل را فشار داده و کمی انرژی صرف کرده ( معادل ۲۰ کالری - البته دقت کنید در ماه رمضون فشار ناگهانی نیاورید (۲۰ کالری معادل خوردن ۱۶/۱ موز + ۸/۱ کیوی + ۱/۱ یک دانه انگور)) پس از فشردن کلیک چپ کمی به پایین سپس... خواهید دید.
حتما ما باید این طوری شما را ترغیب کنیم در نظر سنجی شرکت کنید. ۱ ماهه یه تحلیله توپ از انتخابات دارم که می خوام با استفاده از این نظر سنجی انجام بدم.
پس همگی برای اعتلای !! کشور در این نظر سنجی دیدگاه شرکت کنید.
نظر سنجی یادت نره
خلیفه و قیصر و کسری است
که هر کس چاپلوسی کند.
و از یک کنار بی آنکه بیندیشد و بسنجد و بشناسد
حرف های کلی و بی ثمر را واگو کند.
خوشش می آید
اصلا خدا از آدم های قالبی رام خشکه مقدس یک بعدی
بدش می آید
اگر نه
چرا فرشته های مطیع و پاکش را
که همگی از آغاز خقتشان
«یا در حال رکوع اند و یا در حال سجود»
به پای آدم عصیان گر خطاکار خونریز می افکند؟
«دکتر علی شریعتی»
مرا از این فاجعه ی پلید "مصلحت پرستی "
که چون همه کس گیر شده است
وقاحتش از یاد رفته و بیماریی شده است
که از فرط
عمومیتش
هر که از آن سالم مانده
بیمار می نماید
مصون بدار
تا به رعایت مصلحت حقیقت را ذبح شرعی نکنم.
«دکتر علی شریعتی»
مجموعه ی آداب و رسوم عقاید منش و روش یک ملت را فرهنگ می گویند(تعریف عوام) و تهاجم فرهنگی یعنی مجموعه کارهایی که به این فرهنگ هجمه و حمله ای را وارد کند و مسلم در هر حمله ای هم خسارتی وجود دارد.
از بحث لفظ که خارج شیم و به واقع قضیه برسیم دشمن بعد از انقلاب تهاجمات مختلفی را به ایران شروع کرد از جنگ مسلسلی بگیرید تا جنگ رسانه ای و فرهنگی . انصافا هم تمام تلاش خود را کرده و دارد می کند.
در فرهنگ که مورد بحث ماست اگر وارد شویم . هم از داخل و هم از خارج ما داریم ضربه می بینیم و به طور خودمونی اگه بگیم فرهنگ مردم ما در دوره ی گذار جدی قرار دارد البته تکنولوژی و امکانات هم مزید بر علت شده . الان مراکز اصلی فرهنگ سازی داخلی همین تلویزیون و رادیو و آموزش و پرورش و... هستند که اهم اینها تلویزیون است( البته نقش آموزش و پرورش هم خیلی حساس است).(تلویزیون که خدا خیرش بده فیلمای ماه رمضون که ترکنده و وجه اشتراک همشون نحوه استعمال مواد مخدر است حالا ما فاکتور گرفتیم از الفاظ زشتو و بی احترامی های مختلف از همه بدتر همین مجموعه ی بزنگاهه که همه چی به بچه ها یاد داد دختر عطاران تو فیلمو میگم که از هر بی ادبی ای دریغ نکرده. البته نیمه ی پرم ببینیم منظورم سریال "مثل هیچ کس " که به دل من از همه بیشتر چسبید و فیلم آموزنده ای هم هست)
شما اگر نگاه کنید این مسئله کاملا مشهود است. شما فیلم های ۱۰ سال قبلو اگه نگاه کنید با فیلم های الان مثلا روزگار جوانی یا خانه ی سبز را با فیلم های امروز مقایسه کنید . طرز پوشش جوانان تیکه کلام ها نوع احترام به یکدیگر نوع صحبت کردن مدل گریم بازیگران و... همه و همه تغییری بسی بیش از ۱۰ ساله کرده .


براستی به نظر شما این تغییر روند فرهنگ امروز مثبت بوده یا منفی؟ عده ای نظر می دهند و میگن مثبت بوده چون از ۱۰ سال پیش تا بحال رسانه ها اینترنت همه و همه گسترش پیدا کردن و افراد با عقاید مختلف و مدل های مختلف آشنا شدن و... . عده ای هم میگن که منفی بوده چون فرهنگ مردم ما و جوانان ما تغییر کرده چیزایی که قبلا ضد ارزش بوده الان ارزش شده و کم کم فرهنگ اصیل ایرانی - اسلامی دارد به فراموشی سپرده میشود.
نظر شما چیه نکنه ؟ این تغییر رو چگونه می بینید آیا مثبت بوده و مردم ما با آشنا شدن با فرهنگهای مختلف اونا رو برگزیدن و یا ترکیبی از اونا یا استفاده ی موردی از اونا. یا این برداشت فرهنگی رو منفی میدونید.؟یا اصلا معتقدید که فرهنگ ما تفاوت زیادی نکرده؟
من از این چیزا معمولا نمی نویسم چون یه کم جنبه ی شعاری میگیره . نمیدونم خوبه یا بد ولی نمی نویسم.
حالا از این بگذریم بریم سراغ سوژه ی خنده ی امروز براتون توصیف میکنم حال کنید.
با سرعت سرسام آوری از پله های مترو پایین می آمدم . هیچ توجهی به این ور و آن ور نداشتم . همه ی تلاشم این بود که برسم به متروی میرداماد . دوییدم و بالاخره رسیدم ولی چه رسیدنی!؟
به زور با قدرت در مترو رو نگه داشتم
. و رفتم تو قطارو به خودم به بازوان پر نیرویم! به زور بازویم به همه ی اینا افتخار میکردم . ۵/۹۰ درجه برگشت دیدم انگار شرایط عادی نیست به خودم که اومدم دیدم یه مشت ضعیفه تو واگنن. اینجا بود که از خجالت و ضایگی ۵/۹۰- برگشتم و به در خیره شدم که چشم تو چشم این زنا نیفتم . میدونیند که زنا رو عاداتشون و... . همچین به ما زل زده بودن انگار که قتل کردیم
همیشه طلب کارن خودشون ۲ تا واگن دارند و همیشه می یان تو واگن آقایون و همچین میان بالا سرت که حاضری ۳ ساعت واستی ولی قیافه ی یه خانومو اینجور نبینی ( یه بنده خدایی برا ما یه مثلی تعریف کرده که با موضوع ما در ارتباط: یه روز ۲ تا زن سوار اتوبوس میشن و میرن بالا سر ۲ تا آقا وای میسن و طبق معمول آقا میاد که پاشه خانوم بشینه یوهو یکی از ته اتوبوس داد می زنه میگه من بیرون شنیدم که این زن به اون میگفت جا نیست بیا با اتوبوس بعد بریم دوستش گفت نه بابا میریم بالاخره ۲ تا خر پیدا میشه بلند شه ما بشینیم. - آره دوستان اوضاع از این قراره ایول به اون مرده که وجود کردو داد زد و از حق ما مردا دفاع کرد یه نکته هم که احتمالا فهمیدید این مثل برا قبل انقلاب ) بگذریم حالا بریم سر ضایگیمون من تو زندگیم همه چیز تو ذهنم تصور میکردم(تصور ۲۴ ساعت تو توالت - تصور روزه ی بدون سحری - تصور رفتن به قزوین- تصور دیدن احمدی نژاد از فاصله ی نیم متری- تصور دیدن ۳ متحجر در عین واحد -تصور خوردن سوسک هشت پا نه پا ده پا و... - تصور قبول شدن تو درس عربی - تصور دیدن اساتید دانشگاه در استخر و...) .ولی انصافا تصور این یه کی یو نمی کردم. حالا بعدش چی شد نمینویسم شما حدس بزنید.
اگه شمام از این ضایگیای حاد دارید بنویسید.جون من بنویسیدا. همه ی ما از این جور موقعیتا داریم.
منتظریم
در آخر هم خانوما از ما ناراحت نشنا ان یه حقیقته. در ضمن این توصیفات برا یه عده ی خیلی خیلی کم!! خانوماست.
در ضمن نماز روزه های همم قبول باشه.
مطلب برای نوشتن زیاد داشتم! ولی نای نوشتن هیچ. شایدم انگیزه ای برا نوشتن نداشتم . موضوع و سوژه که تا دلتون بخواد از همه نوعش هست. مثلا سیاست بحث انتخابات و حاشیه های آن بحث وزرای احمدی نژاد بحث اظهارات رحیم مشایی مدرک کردان جنجال زاکانی و قاضی مرتضوی و.... تو حوزه های دیگه هم مسائل زیاد ممنوع الخروج شدن گلشیفته فراهانی فروش بالای فیلم پای یک زن کمال تبریزی و هزاران هزار موضوع و سوژه ی خبری.
امروز در مورد جوون میخوام بنویسم یه واژه ی غریب آشنا!

نظر شما چیه؟ جوون یعنی چی؟ جوونی یعنی چی؟جوون گرایی یعنی چی؟
به نظر من جوون یعنی انرژی پویایی نشاط آرمان هدف تکاپو و ... .![]()
جوونه که اگه بخواد میتونه برسه . جوونه که اگه نخواد هم نمی زاره بشه . این خیلی مهم .
جوونی یعنی یه راه پر فراز و نشیبی که بالاخره ما باید هموارش کنیم یا به سمت هموار کردنش حرکت کنیم. جوونی یعنی نگاه ریسک پذیرانه به اطراف . جوونی یعنی داد فریاد عدالت نیاز فداکاری عشق. جوونی یعنی کار تلاش تفریح سرگرمی جوونی یعنی جوونی.
واژه هایی که در توصیف جوونی به ذهنم رسید رو نوشتم واژه هایی که همینجوری می یان و به قول سلوکی نیومده میرن. واقعا از پیرا و بابا بزرگا که می پرسی می گن از جوونیت استفاده کن . تلویزیون رادیو اینترنت همه و همه از جوونا میگن . از توجه به جوون می گن . برا جوون برنامه میذارن و به قولی میخوان با جوونا مانوس بشن. ولی آیا جوانان هم با اونا مانوس می شن . منظور با اهداف این برنامه هاست؟ نظر شما چیه؟ به نظرتون چه خلایی وجود داره؟
به نظر من جوونا معمولا توجهی به این چیزا نمی کنن
مخصوصا وقتی جنبه ی نصیحت بگیره یا سلبی باشه . نمیدونم که چه مشکلی تو ما جوونا هست
که از نصیحت بدمون میاد. از سلب بدمون و از ایجاب خوشمون میاد.البته حقم داریم حرف حرفِ عمل عمل.! توی خیلی از زمینه ها این مسئله وجود داره. تا بحال فکر کردید چرا جوونا به موسیقی و سرعت و جنون اهمیت میدن؟ و دوست دارن یه تیریپایی عادی نباشن؟ کاملا مشخصه. جنون سرشار از انرژیه و دوست داره این انرژی رو خالی کنه . یکی با اکس پارتی رفتن خالی میکنه یکی با مواد و شیشه یکی با ورزش یکی با تحقیق و پژوهش و از طرق دیگر.

مسئله ای که اینجا ما بهش میرسیم این است که مهم ترین مشکل در این زمینه صورت مسئله رو پاک کردن و سلبی برخورد کردن است. باید این انرژی و شور جوون جهت داده بشه
. نه این که پی نفیش بریم که عملکرد مسئولین و بزرگان ما این رو نشان میده. الان به نظر شما یه جوون بخواد تفریح سالم کنه چی کار کنه؟ واقعا تفریح خاصی نداره . جوونای ایرانی یکسریشون عقده ای شدن شما برید تو این چت روم ها صبح کله سحر تا بوق سگ یا یکی دنبال دوست دختر ( البته این خوبشه جدیدا هم جنس بازی و سکس خانوادگی
و از این جور کثافت بازی هام مد شده) یکی دیگه رو ایم ویس روم فوش خوار مادر به همه میده . البته این بر می گرده به خانواده یه قسمتیش و نحوه ی تربیت فرزند ولی فقط خانواده که نیست . الان تابستونه
مدرسه ها که باز شه طرف ۳/۱ وقتشو تو مدرسس . ۳/۱ هم که خوابه
و می خوره . ۳/۱ هم که اگه باشه که معولا نیست با خانوادست. توی این مدرسه ها ما چه کردیم تو دانشگاه همین طور ما چه کردیم نمیخوام حرفای کلی بزنم. میخوام بگم آموزش و پرورش ما ضعیف کلاس های دینی ما به هتل بیشتر شبیه تا به کلاس دینی!! جوونی رو شما نمی تونی پیدا کنی که تو ذهنش سوال نداشته باشه که اگه پیدا کردید اون جوون نیست پیر جوون نماست. کلاس درس دینی باید پویاترین کلاس باشه . جوانان ما هزاران شبهه در ذهنشان هست که میخوان یکی جواب بده . آخه مشکل یکی دو تا هم نیست من به جرات میتونم بگم که ۹۰ درصد معلمان دینی ما قادر به پاسخ گویی به شبهات نیستن. همین میشه دیگه جوونامون میرن شیطان پرست میشن دیگه مذهبی هاشم خیلی ها تغییر کردن . چون به نیازشون پاسخ ندادن . جوون پی چیزی هست که اونو اغنا کنه . پی حرف و وعده و وعید نیست .
توی همین مدارس ما چند ساعت تو هفته دانش آموز راحت؟ ۱ ساعت هم نمیشه
. سر زنگای ورزشم میبینیم که طرف داره مشق مینویسه. خیر الامور اوسطها . نه از این ور بفتیم نه از اونور.
من تو مدرسه ی خودمون یادم وقتی بچه های کلاسمون از معلم دینی سوال میکردن و شبهه ای رو مطرح میکردن طرف بهش برمیخورد و رگ تحجرش گل می کرد. و ناراحت میشد . همینه دیگه ۳۰سال از انقلاب گذشته و جوونامون منحرف شدن و به این ور و آن ور کشیده شدن. آقای روحانی ای که روی منبر نشستی و شعار دادی و عمل خودت ۱۸۰ درجه با اون حرفات فرق میکرد. آقای معلمی که دینی هم شده بود(البته بی انصافیه از ان طلبه ها و معلمای دلسوز یاد نکنیم ولو تعدادشون کم) برات مثل جبر فیزیک و میخواستی نکته ی تستی به ما بگی و حفظ خط به خط کتاب. ما حصل کارتان را ببینید. دولتهای سازندگی و آزادی دستاورد کارتان را ببینید.!!!
گفتا ز که نالم که از ماست که بر ماست