توهین به سیدحسن خمینی و مرگ آیت الله توسلی!

سایت نوسازی چند روز پیش در مطلبی با عنوان "راز لپ های گل انداخته سید حسن خمینی" به توهین به ایشان پرداخت در قسمتی از آن آمده است "جناب آقاي سيد حسن خميني شايد ما نيز اگر در زمان دولت اصلاحات قدرت آن را داشتيم كه به نحوي برايمان يك ماشين BMW، هشتاد ميليون توماني(قيمت همان موقع) خريداري شود كه بحمدالله براي شما شد و از هواي بالاي شهر تهران تنفس مينموديم و احيانا سوناي بخارمان ترك نميشد ... توفيق آن را ميداشتيم كه با لپهاي گل انداخته درد مستضعفين و محرومين را رصد كنيم و راه حضرت روحالله را در دفاع از محرومين ادامه دهيم و مواظب باشيم خداي ناكرده حق ياران و ياوران هميشگي انقلاب مانند حزب مشاركت ضايع نگردد و بازهم خداي ناكرده لطمهاي به جمهوريت نظام وارد نشود."
این موضع گیری سایت نوسازی که گفته می شود از طرف دولت حمایت می شود با این طرز بیان که علنا نوه امام را به گرفتن رشوه و.. از دولت هشتم متهم کرده جای سوال دارد که این طور صحبت کردن آن هم به نوه امام مستلزمش یک پشتوانه گرم است و آن پشتوانه کیست الله اعلم.
سيد حسن خميني جمعه گذشته نيز در ديدار با اعضاي شوراي مرکزي جبهه مشارکت و در پاسخ به انتقاد اعضاي جبهه مشاركت ايران اسلامي از رد صلاحيتها با ابراز تاسف از وضعيت پيش آمده در آستانه انتخابات مجلس هشتم گفت"اين تيغ تنها سر شما را نتراشيده، بسياري از دوستان را در همه گروههاي جامعه مشمول لطف خود قرار داده است كه البته مايه تاسف است".
سخنان نوه آيت الله خميني در ديدار روز جمعه اش با اعضاي جبهه مشارکت که از سوي خبرگزاري ايسنا منتشر شده، با تاکيد براينکه "كسي نميتواند مردم را از حاكميت و دخالت در سرنوشت خود و از اينكه بخواهند حرف و انديشهشان را به منصه ظهور برسانند، بازدارد"، از انتقاد برخي از مراجع (اشاره به آقايان منتظري و مکارم شيرازي) نسبت به رد صلاحيت هاي گسترده استقبال کرده و گفت: "اين گامها اميد ميدهد كه مشكلات قابل حل است.
وي همچنين گفت: "دين نيامده است براي مردم مشقت ايجاد كند، رويكرد دين در جامعه ايجاد آرامش است. اگر نتوانيم حتي در قطاع كوچكي از جامعه آرامش ايجاد كنيم آن روز در نزاع بين دين و پيشرفت، اين دين است كه لطمه ميخورد"
بحث در مورد صحبتهای سردارجعفری هم میتوان کرد که در جمع بسیجیان علنا رای دادن به اصولگرایان را مطرح کرده ولی مجالش نیست.

آیت الله توسلی نیز در جلسه تشخیص مصلحت از بی احترامی ها به نوه امام و پیش بینی امام از این اعمال در آینده ای نزدیک خبر داد و در حالتی که بغض کرده بودند و این سخنان را میگفتند به یک یاره سکته قلبی کردند و دار فانی را وداع گفتند.در زیر متن کامل منتشره از سخنان آن عالم انقلابی را قرار داده ام.
... ایستادند در مقابل دشمنان خارجی که این چنین به انقلاب اسلامی وفادار هستند و حضرت امام (ره) فرمود : "جانم فدای تک تک ایم ملت". امام (ره) این ملت راشناخت و با عرض تسلیت به پیشگاه مقام معظم رهبری و ملت عزیز لبنان و حزب الله ، در رابطه با شهادت عماد مغنیه و با تاسف از اینکه در ایام دهه مبارکه فجر (که از ورود حضرت امام - ره - تا روز 22 بهمن ، روز خوشحالی ملت ایران و همه به یاد امام - ره - بودند.) جای تاسف است که در چنین ایامی به بیت رفیع حضرت امام (ره) آن طور اهانت ها و تهمت ها و دروغ پردازی هایی شد که حتی رادیوهای بیگانه هم کلمات این سایت را نقل کردند.
همانطور که حضرتعالی فرمودید ، ما نمی دانیم که چه کسی هست. اما متوجه می شویم که یک دستی در کار است که بیت امام (ره) و شخصیت های مبارز اسلام را که به انقلاب دلبستگی داشتند ، آنها را از صحنه خارج کنند. آقای حاج حسن خمینی ، دو تا مطلب ذکر کرد. که حالا منشا آن هم ، من یک خوابی که ایشان دیده بودند بگویم حدود 2 ماه قبل ، بعضی از بزرگان اطلاع دارند ، ایشان گفتند که من خواب دیدم امام (ره) به من فرمود که "حسن من را دارند از این خانه بیرون می کنند" گفتم آقا چه کسی شما را از این خانه بیرون می کند. باز خواب دیدم دوباره که امام (ره) فرمودند " حسن من را دارند از این خانه بیرون می کنند" تا سه مرتبه این خواب را دیدم. البته من نمی گویم که خواب حجت است. اما گاهی خوابهایی است که انسان از آنها چیزهایی را متوجه می شود. من در کلمات حضرت امام (ره) مطالعه می کردم و دیدم که این پیش بینی را خود امام (ره) کرده است : "در تاریخ 23 اوان 63 ، اینجانب هیچگاه میل نداشتم و ندارم که درباره نزدیکان خود سخنی بگویم. لکن علاوه بر آنکه در پیشگاه مقدس حق (جل و علا) مقصر و مجرم هستم و از درگاه متعالش امید عفو و بخشش دارم و تمام سرمایه ام اعتراف به تقصیر و عذر از آن است و در نزد مسلمان و ملت عزیز نیز اعتراف به قصور ، تقصیر و از آنان امید عفو و طلب آمرزش دارم. اما در پیش گروه هایی و اشخاصی گناهانی نابخشودنی دارم. و احتمال قوی می دهم که پس از من برای انتقام جویی از من به بعضی از نزدیکان و دوستانم تهمت ها که من آنها را ناروا می دانم بزنند. و به آتش که باید مرا بسوزانند ، آنها را بسوزانند. و احیانا به صورت دفاع از من ، انتقام مرا از آنها بگیرند" این نامه است مفصل از امام(ره) که در صحیفه امام (ره) هست و در وعده دیدار امام (ره) هست.
این نامه در دو سه جا هست. شما ببینید آقای حاج حسن آقا یک مسئولیتش نگهداری ... ، موسسه تنظیم و نشر آثار امام (ره) مربوط به ایشان است. و اگر او نخواهد ، امام را حفظ کند و کلمات امام را نگهداری کند ، خوب چه کسی باید یکند؟ حاج حسن آقا یک کسی است که هم تولیت آستانه حرم امام (ره) را دارد و هم مسئول موسسه تنظیم و نشر آثار امام (ره) است. خوب وقتی که نگاه می کند و می بیند که کلمات امام دارد طور دیگری معنا می شود. این وصیت نامه امام است در بند ل وصیت نامه : "وصیت برادرانه من در این آخرین قدمهای آخرین عمر بر قوای مسلح به طور عموم ، آن است که : ای عزیزان که به اسلام عشق می ورزید ، بیدار باشید و هوشیار. وصیت اکید من به قوای مسلح آن است که از مقررات نظام ، عدم دخول در احزاب و گروهها و جبهه ها است. به آن عمل نمایید و قوای مسلح ، چه نظامی و انتظامی و پاسدار و بسیج و غیر اینها ، در هیچ حزب و گروهی وارد نشده و خود را از بازی های سیاسی دور نگاه دارند. در این صورت می توانند قدرت نظامی خود را حفظ کنند" اما (ره) در آنجا می فرمایند : به عنوان دفاع از من ، ارزشهای انقلاب امام (ره) فقط به روضه خوانی و سینه زنی و اینها نیست. ارزشهای انقلاب امام (ره) به آن چیزهایی است که امام (ره) از آنها خون دل می خورد. شما ببینید منشور روحانیت امام (ره) در سال 67 است. می فرمایند در 15 خرداد 42 ، مقابله با گلوله تفنگ و مسلسل شاه نبود ، اگر اینها بود مقابله را آسان می نمود. بلکه علاوه بر آن ، گلوله حیله مقدس نمایی ، تحجر بود ، گلوله زخم زبان و نفاق و دورویی که هزاربار بیشتر از باروت و سرب ، جگر را می سوخت و می درید. عده ای مقدس نمای واپس گرا ، همه چیز را حرام می دانستند. خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است ، هرگز از فشارها و سختی ها دیگران نخورده است. امام (ره) آمد ارزش های انقلاب را که بگوید تهمت نزنید ، دروغ نگویید ، ریا نکنید . من یک روز داشتم می رفتم در اتاق ، دیدم مرحوم حاج احمد آقا با یکی از دوستان دارند صحبت می کنند و به ایشان می گویند که امروز خدمت امام (ره) نروید (ایشان هر روز خدمت امام (ره) می رفتند) ایشان گفتند که برای چه؟ حاج احمدآقا فرمودند : آیا شما در جایی صحبتی کردید؟ ایشان گفت بله. فرمودند که امام (ره) صحبت های شما را گوش کرده ، شما در صحبت های تان ظاهرا یک چیزهایی گفتید که مثلا گفتید امام (ره) خدمت امام زمان (عج) می رسد. فریاد امام (ره) بلند شد که : این نسبت ها چه هست که به من می دهند. من هم یک فرد عادی هستم. چرا این حرفها را به من نسبت می دهند. این حرفها چه هست که نسبت به من می زنند. شما خودتان در خاطرتان هست.
(در اینجا آقای هاشمی می گویند این مساله چه بود) عرض می شود که آن چیزی که شما خودتان می دانید. آن سه نفری که آمدند و می خواستند بگویند که ما خدمت امام زمان (عج ) می رسیم. به هر حال یک کتاب خطی آوردند. امام فرمود که : "من سه تا سوال دارم" اول اینها را از آقا سوال کنید و برای من بیاورید من با شما صحبت می کنم. 1- حادثه ربط حادث به قدیم برای من لاینحل مانده است. 2-آن چیزی که من به آن خیلی علاقه دارم چه هست؟ 3-و یک چیزی هم گم کرده ام که آن چه هست؟...بنا شد بروند و خبر بیاورند...دو روز آمدند و سر سه راه ، به مرحوم حاج احمد آقا فرمودند که : "برو ببین که چه می گویند" من متوجه نشدم که چه چیزی گفتند به مرحوم حاج احمدآقا ، که وقتی برگشت امام (ره) فرمود و به ایشان گفت : "شیادها ، دست از این حرفهایتان بردارید و دنبال شیادی نروید." برنامه امام (ره) این بود ، نمی خواستند مردم با این حرفها سرگرم کند. و حرف امام (ره) این بود...(در این لحظه آیت الله توسلی دچار عارضه قلبی شده و دارفانی را وداع می گویند.)

























